تبلیغات
سوخته دلان - آهن پرست







پسری دختر زیبایی رو توو خیابون دید...

شیفتش شد

چند ساعتی رو باهم توو خیابون قدم میزدند

که یهو

یه مازراتی جلوی پاشون ترمز کرد

دختره به پسره گفت :

خوش گذشت اما من همیشه نمیتونم پیاده راه برم...کاری نداری؟بای

دختره نشست توو ماشین

راننده بهش گفت :

خانم ببخشید میشه پیاده بشی؟!!....من راننده این آقا هستم!!!




طبقه بندی: داستان، 
برچسب ها: مازراتی، آخن پرستی دختران، راننده، ماشین، پیاده،  

تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392 | 11:55 ق.ظ | نویسنده : مهدی غیابی | نظرات

  • آریس موب
  • گور
  • کارت شارژ همراه اول