تبلیغات
سوخته دلان - فریاد که از عمر جهان

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

 دیدیم کزین جمع پرکنده کسی رفت

 شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ

زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت

 آن طفل که چو پیر ازین قافله درماند

 وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت

از پیش و پس قافله ی عمر میدنیش

گه پیشروی پی شد و گه باز پسی رفت

 ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم

 دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت

 رفتی و فراموش شدی از دل دنیا

 چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت

رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد

 بیدادگری آمد و فریادرسی رفت

 این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست

 دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت




طبقه بندی: پند، 
برچسب ها: فریاد که از عمر جهان، ازدست دادن، مرگ، پشیمانی،  

تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 05:35 ب.ظ | نویسنده : پویا پناهی | نظرات

  • آریس موب
  • گور
  • کارت شارژ همراه اول