تبلیغات
سوخته دلان - یا مهدی



ای کاش در کلاس اول دبستان آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی می کرد و نام زیبای تو را سرمشق دفترچه ی تکلیفم قرار

 می داد.

در دوره ی راهنمایی هیچ کس مرا به خیمه ی سبز تو راهنمایی نکرد.

در سال های دبیرستان کسی مرا با تو که مدیر عالم امکان هستی پیوند نزد.

در کلاس تاریخ کسی مرا با تاریخ غیبت و غربت و تنهایی تو آشنا  نساخت .

دریغ که در کلاس ادبیات آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زد نکردند

کاش در کنار زبان بیگانه، زبان گفتگو با تو را نیز که آشناترین و دیرین ترین مونس فطرت های بشراست به ما

 میآموختند! ای کاش وقتی برا آموختن یک زبان خارجی به زحمت می افتادم به من می گفتند: او تمامی زبانها و

گویش ها و لهجه ها...وحتی زبان پرندگان را می داند و می شناسد.

ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمول های پیچیده ی ریاضی، فیزیک و شیمی فرمول ساده ی ارتباط با تو را

نیز به من یاد می دادند.

وقتی برای کنکور درس می خواند کسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان تشویق نکرد

کسی برایم تبیین نکرد معرفت امام نیز مراتب دارد و خیلی ها تا آخر عمر در همان 

دوران طفولیت یا مهد کودک خویش در جا می زنند.

از فضای نیمه بسته ی مدرسه وارد فضای باز دانشگاه شدم در دانشکده وضع از این هم اسف بار تر بود

 بازارغرور و نخوت پر مشتری بود و اسباب غفلت فراوان و فراهم.

فضا نیز رنگ و بو گرفته از علم زدگی و روشن فکرنمایی.خیلی ها را گرفتار تب مدرک گرایی می دیدم. 

علم آنچیزی بود که فلان کتاب مرجع اروپایی یا فلان مجله ی امریکایی ترجمه می شد از علوم اهل بیت دانش یقین بخش

آسمانی کمتر به سخن میان می آمد.

در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت پرچمی به نام تو افراشته نبود کسی به سوی تو دعوت نمی کرد

هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نکرد کارکرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام جبران کسری معدل

دانشجویان بود.در همین درس ها نیز تو سهمی نداشتی و غریب و مظلوم و از یاد رفته بودی

مولای من! مهدی جان




طبقه بندی: مذهبی، 
برچسب ها: الفبای عشق، کلاس، یا مهدی، دانشگاه معرفت و محبت، غرور، معارف اسلامی، غریب، مظلوم،  

تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : مهدی غیابی | نظرات

  • آریس موب
  • گور
  • کارت شارژ همراه اول