تبلیغات
سوخته دلان - گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست



???


با تو از خویش نخواندم- که مجابت نکنم

خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم 

گوش کن از من و بر همچو منی گوش مکن

تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم 

دستی از دور به هرم غزلم داشته باش

که در این کوره ی احساس مذابت نکنم 

گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست

سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم 

فصلها حوصله سوزند.-بپرهیز- که تا

فصل پر گریه ی این بسته کتابت نکنم 

هرکسی خاطره ای داشت- گرفت از من و رفت

تو بیندیش- که تا بیهده قابت نکنم




طبقه بندی: غم،  عشق، 
برچسب ها: کوره ی احساس، خاطره، کهنه شراب، مشتاق عذابت، گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست،  

تاریخ : شنبه 11 مرداد 1393 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : مهدی غیابی | نظرات

  • آریس موب
  • گور
  • کارت شارژ همراه اول